معرفی کتاب
کتاب:
تو حوزه کتاب که خيلي پيشنهاد هست منتها از يه کتاب که خيلي دوسش دارم شروع مي کنم.کتاب "منِ او"نوشته "رضا اميرخاني"اين آقا رضا چند تا کتاب ديگه هم داره مثل:بي وتن،ارميا و...اما خداييش شاهکارش همين "منِ او"بود!!!(بايد بگم:آقا رضا بوي ياس و آبشار قهوه اي رنگ مهتابت دماغ مغز من يکي رو کور کرد دمت گرم)
ولي کاش آقا رضاي ما براي جلب توجه اون جفنگ بازي ها رو در نمياورد(منظورم چند صفحه سفيد گذاشتن و دو سه صفحه انگشتر عوض بدل کردن هستش)و داستانش رو خراب نمي کرد اما مقصر آقا رضا نيست تو اين دوره زمونه هر کي حرفاي ذال محمد پااندازي و يا حرفاي غير متعارف بزنه ميشه مترقي،روشنفکر،اونوقت کتابش هم فروش ميره!!!خب آقا رضا هم بايد پولدار بشه ديگه!!!
البته نکته ي ديگه اي که آقا رضا بايد بدونه اينه که علامت هيآتها تعداد تيغه هاش فرده و زوج نميشه!!!و آقا رضا توي صفحه ي 192 ،20 تيغه برامون مياره!!!
آقا رضا اينجا گاف داده که نه جنوب شهريه، نه هياتي، نه لوطي!!!!!!ولي در کل هم مريم قصه هم مهتاب،هم علي آقا رضا که اوي"منِ او"هم کريم همه ي شخصيت ها رو ميشناسيم.آقا رضا عجب کاريه اين نويسنده گي!!!
نکته جالب کتاب هم عوض شدن راوي داستان هستش که از داناي کل به درون يک شخصيت داستان ميره و برمي گرده!تغيير سريع زمان روايت نيز از ويژگي هاي کتابه که البته آقاي اميرخاني اين کارو توي "ارميا"به خوبي انجام داده بود اما اينجا("منِ او")به اوج خودش ميرسه.
آقا رضاي امير خاني که متولد سال 52 هستش خيلي جوونه و هم زبون خودمونه بايد بدونه که من از طرفداراي پروپاقرصش هستم و تا تهِ تهِ خط باهاشم.
منتظر نظراتتون هستم...
تو حوزه کتاب که خيلي پيشنهاد هست منتها از يه کتاب که خيلي دوسش دارم شروع مي کنم.کتاب "منِ او"نوشته "رضا اميرخاني"اين آقا رضا چند تا کتاب ديگه هم داره مثل:بي وتن،ارميا و...اما خداييش شاهکارش همين "منِ او"بود!!!(بايد بگم:آقا رضا بوي ياس و آبشار قهوه اي رنگ مهتابت دماغ مغز من يکي رو کور کرد دمت گرم)
ولي کاش آقا رضاي ما براي جلب توجه اون جفنگ بازي ها رو در نمياورد(منظورم چند صفحه سفيد گذاشتن و دو سه صفحه انگشتر عوض بدل کردن هستش)و داستانش رو خراب نمي کرد اما مقصر آقا رضا نيست تو اين دوره زمونه هر کي حرفاي ذال محمد پااندازي و يا حرفاي غير متعارف بزنه ميشه مترقي،روشنفکر،اونوقت کتابش هم فروش ميره!!!خب آقا رضا هم بايد پولدار بشه ديگه!!!
البته نکته ي ديگه اي که آقا رضا بايد بدونه اينه که علامت هيآتها تعداد تيغه هاش فرده و زوج نميشه!!!و آقا رضا توي صفحه ي 192 ،20 تيغه برامون مياره!!!
آقا رضا اينجا گاف داده که نه جنوب شهريه، نه هياتي، نه لوطي!!!!!!ولي در کل هم مريم قصه هم مهتاب،هم علي آقا رضا که اوي"منِ او"هم کريم همه ي شخصيت ها رو ميشناسيم.آقا رضا عجب کاريه اين نويسنده گي!!!
نکته جالب کتاب هم عوض شدن راوي داستان هستش که از داناي کل به درون يک شخصيت داستان ميره و برمي گرده!تغيير سريع زمان روايت نيز از ويژگي هاي کتابه که البته آقاي اميرخاني اين کارو توي "ارميا"به خوبي انجام داده بود اما اينجا("منِ او")به اوج خودش ميرسه.
آقا رضاي امير خاني که متولد سال 52 هستش خيلي جوونه و هم زبون خودمونه بايد بدونه که من از طرفداراي پروپاقرصش هستم و تا تهِ تهِ خط باهاشم.
منتظر نظراتتون هستم...
+نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت18:20توسط علیرضا |


