نه بخاطر اینکه خداست
بخاطر اینکه دستتو بگیره.
هر کی تونست بگه این شمارش معکوس برای چیه یه جایزه خوب پیش من داره![]()
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده شب مي كشم
چراغهاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است.
فروغ
مرا به خاطر تمام لحظاتی که به یادم بودی و به یادت نبودم
گره از کارم گشودی و ردپای فرشتگانت را ندیدم
صدایم کردی و نشنیدم
باورم داشتی و باورت نداشتم
و دوستم داشتی و نفهمیدم
ببخش.
اینجا نه کوه توان ریزش دارد
نه ریزعلی پیراهن اضافه...
تنها نعمتی که برای تو در مسیر این راهی که عمر نام دارد آرزو می کنم تصادف با یکی دو روح خارق العاده یکی دو دل بزرگ یکی دو فهم عظیم و خوب و زیباست! چرا نمی گویم بیشتر؟ بیشتر نیست؛ یکی بیشترین عدد ممکن است دو را برای وزن کلام آوردم و نیست!!
کریستین بوبن در کتاب «غیر منتظره» گفته:
شما دوستانتان را از آنجا تشخیص می دهید که نمی گذارند تنها بمانید؛ کسانی که بی وقفه به تنهایی شما روشنایی می بخشند.
گابریل گارسیا مارکز گفته :
دوست واقعی کسی است که دستهای ترا بگیرد ولی قلب ترا لمس کند.
انسان همیشه به محبوب هایش چیزهای زیادی اهدا میکند:
کلام. آسایش و احساس لذت...
و تو ارزشمندترین همه ی اینها را به من هدیه کردی:فقدان...
آوردهاند "جانمايهي روزگار" چيزي است كه بازگشت به آن شدني نيست. فروپاشي آرامآرام اين جانمايه از آن است كه جهان به پايان خود نزديك ميشود. يك سال نيز، از همين رو تنها بهار يا تابستان ندارد. يك روز هم، به همين سان. بازگرداندنِ جهانِ امروز به صد يا چندصدسالِ پيش، شايد دلخواهِ آدمي باشد، اما شدني نيست. پس ارزنده است كه هر نسلي، آنچه در توان دارد، به كار بندد.
متني برگرفته از كتابِ هاگاكوره از سدهي 18 ميلادي ژاپن نوشتهي تسونتومو ياماموتو. برگرفته از كتابِ خوبِ "زندگي در جهانِ متن" نوشتهي يعقوب رشتچيان


