فیلم سینمایی "سنتوری" که اکران آن از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممنوع اعلام شده بود، سرانجام با اعمال اصلاحات مسئولان از سوی کارگردان مجوز اکران گرفت.
تهیه کننده فیلم سنتوری با اعلام این خبر به خبرنگار ما افزود: «سرانجام با تغییرات مختصری در فیلمنامه و فیلمبرداری برخی از صحنه های مشکل دار، فیلم سنتوری از وزارت ارشاد مجوز اکران گرفت و از هفته آینده در تمام سینماهای ایران به روی پرده خواهد رفت.»
فیلم سنتوری به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازی گلشیفته فراهانی و بهرام رادان پیش از این از وزارت ارشاد مجوز ساخت گرفته بود که پس از ساخت و اکران آن در جشنواره فیلم فجر، وزارت ارشاد مجوز آن را پس گرفت. بنابراین گزارش، سرانجام پس از کسب تکلیف نهایی سازندگان این فیلم، با اعمال نظر مستقیم صفارهرندی وزیر ارشاد، موارد مشکل دار در این فیلم مشخص شد و فیلمنامه اصلاح شده توسط فیلمنامه نویسان وزارت ارشاد (به سرپرستی جواد شمقدری) در اختیار داریوش مهرجویی قرار گرفت.
بر اساس این فیلمنامه اصلاح شده، علی سنتوری که یک نوازنده و آهنگساز معتاد است، پس از ورود به خانه پدری که در هنگام برپایی روضه مادرش می باشد، تحت تاثیر مواعظ روضه خوان قرار می گیرد و به جای جار و جنجال و طلب پول، در پای منبر ایشان می نشیند. او که به شدت تحت تاثیر سخنان واعظ قرار گرفته، سعی می کند که زندگی خود را اصلاح کند.
علی سنتوری سپس به خانه خود رفته و تمام لوازم لهو و لعب (سازهای) خود را می شکند و به این ترتیب جواز ورود به خانه مادری را می یابد. او سپس با شرکت مداوم در جلسات روضه موفق به ترک اعتیاد شده و پس از اندکی با یکی از دختران محجبه که بطور مداوم در روضه شرکت می کند (طاهره سادات خانم صبیه حاج مرتضی سیمانی)، ازدواج می کند.
او سپس در حجره پدرش حاج آقا بلورچی مشغول به کار می شود و پس از کسب شرایط لازم به عضویت حزب موتله اسلامی درآمده و سرانجام به توصیه یکی از اعضای بلندپایه این حزب به هنر والا و فاخر نوحه خوانی رو می آورد و در این راه به موفقیت های شایانی می رسد.
بنابراین گزارش، داریوش مهرجویی برای نسخه اصلاح شده "سنتوری" از بازی کسانی چون صادق آهنگران، حبیب الله عسکراولادی مسلمان، محسن قرائتی و فاطمه رجبی (در نقش مادر علی) استفاده کرده است. همچنین به جای نسخه ای از روزنامه شرق، حاجی بلورچی نسخه ای از روزنامه کیهان را در سکانس مربوطه در دست می گیرد.
هنوز برای این فیلم ارشاد شده نامی در نظر گرفته نشده است ولی تغییر نام آن قطعی بوده و احتمالا از میان نام های "نوحه خوان"، "مداح"، "عاقبت سوء موسیقی" و "طوفان شن 2" یکی برای جایگزینی با نام سنتوری انتخاب می شود.
همچنین به احتمال قوی از صدای مداح و ژیمناستیک کار معروف، عبدالرضا هلالی به جای صدای محسن چاووشی استفاده شده و رادان بر روی صدای وی لب خواهد زد.
نخستین جایزهء بخش جدید فستیوال جهانی موسیقیِ "گرمی" به هنرمند ایرانی اختصاص یافت.
به گزارش خبرنگار واحد موسیقی نیوز، جایزه ویژهء گرمی که کیلوگرمی نام گرفته است و برای اولین بار در جنب این فستیوال موسیقی جهانی برپا شده است به علیرضا افتخاری، خواننده ایرانی اهدا می شود.
علیرضا افتخاری خواننده مشهور ایرانی است که تا کنون خوانندگی در انواع ژانرهای سنتی، مدرن، دستگاهی، دم و دستگاهی، پاپ، کاردینال، اصیل، ردیفی و صفی را آزموده است.
دبیرخانه جایزه کیلو گرمی چندی پیش درباره این جایزه اعلام کرده بود که از این پس، هر سال به خواننده ای که بیشترین تولید موسیقی را داشته باشد، جایزه ویژه کیلوگرمی که هزار برابر جایزه گرمی وزن و اعتبار دارد اهدا خواهد شد.
پیش از این، نام علیرضا افتخاری، به عنوان تنها خواننده ای که همزمان با دریافت و مطالعه متن شعر یا ترانه، آن را اجرا می کند؛ در کتاب رکوردهای گینس ثبت شده بود.
تا کنون هیچ مرجعی نتوانسته است تعداد کاست های این خواننده را تخمین بزند اما دبیر جایزه کیلوگرمی به خبرگزاری آسوشیتدپرس اعلام کرده است که تا کنون کارگران این دبیرخانه توانسته اند بیش از پانصد کاست با صدای افتخاری را شمارش و امحا و خود را به بیمارستان روانی معرفی کنند.
علیرضا افتخاری در طول دو دهه گذشته همواره به داشتن صدای خوش، سیبیل های تاب داده و لب زدن در کنسرت های زنده شهرت داشته است.
دعوت به بالیوود
در همین راستا ایندیاپرس هی نهی خبر داد که جمعی از فیلمسازان هندی در بالیوود، از علیرضا افتخاری درخواست کرده اند که با سفر به هند و اقامت در بالیوود، به جای آشا بوسل خواننده فيلم های باليوودی فعالیت کند.
بر اساس این گزارش، این فیلمسازان در نامه ای که مزین به تصویری از یک درخت و یک دختر و پسر رقصان است، دلیل این امر را سرعت محیرالعقول افتخاری در خواندن ترانه های عاشقانه عنوان کرده اند. به گفته ایشان، در حالی که بوسل حد اکثر قادر به اجرای پنج ترانه در روز است، افتخاری به راحتی تا هفده ترانه در روز اجرا می کند.
صاحبنظران معتقدند اجابت این درخواست از سوی علیرضا افتخاری، باعث رشد تولیدات بالیوود تا سه برابر میزان و ورشکستگی تولیدکنندگان نوار کاست و سی دی خام در ایران خواهد داشت.
تا ساعت شش صبح در خانه کار میکردم. آقای [عبدالله] جاسبی آمد. در مورد فشارهای روز افزور بر دانشگاه آزاد[اسلامی] و اینکه [آقای محمد احمدینژاد رئیس جمهور محترم ایران اسلامی] تهدید کرده که اگر شهریهها را پایین نیاورد فرزندان آقای جاسبی را مجبور به تحصیل در دانشگاه آزاد خواهد کرد، گلایه داشت. بخصوص این تهدید آخری را نمونه بارز کودکآزاری میدانست و میگفت یکی از فرزندانش گفته خودکشی خواهد کرد. مقداری دلجویی کردم، رفت.
نیم ساعتی خوابیدم. ساعت هشت صبح با نعرههای [آقای حسین] موسویان از خواب بیدار شدم. آمده بودند که بگیرندش [و ببرندش و چوب توی آستینش کنند] که فرار کرده بود و خودش را به خانه ما رسانده بود و آنجا بست نشسته بود. مامورها را یک وردی خواندم، رفتند. به او تهمت [جاسوسی] زدهاند، در حالیکه عرضه این کارها را ندارد. سپردم یک اتاق موقتی به حسین بدهند تا آبها از آسیاب بیفتد.
عفت[خانم والده محترمه بچهها و زوجه خودمان] با دوستانش رفت روضه. خوشبختانه بعد از بیست و هفت سال، از صرافت عربی خواندن افتاد و دست از سر [کچل] ما برداشت. از سال 61 تا 85 در صرف میر مانده بود.
سر صبحانه، سبزوار [رضایی میرقائد یا همان محسن رضاییِ خودمان] آمد. خیلی از دست دولت شاکی بود و از حرصش تمام صبحانه من را خورد. چنان [دو لپی] میخورد که بجز یک لقمه نان و پنیر چیزی به من نرسید. درخواست برخورد جدیتر با تیم [جناب آقای دکتر احمدینژاد] را داشت و میگفت که آخرش مجبور خواهد شد با یک آرپیجی 7 به پاستور برود.
آقای حسن روحانی آمد. بعد رفت.
ظهر گفتم کباب از بیرون بیاورند. خبر رسید که چند تا بچه به در خانه سنگ میزنند. باید بچههای [سرکار خانم] فاطمه رجبی باشند. یاد بچهگیهای مهدی افتادم که میرفت شیشههای خانه مهندس بازرگان را با سنگ میشکست. خدا [مهدی هاشمی آقازادهمان را ]حفظش کند.
بعد از ظهر را به مطالعه [ گنج العرش] گذراندم. عفت آمد. یکی از خانمها در آنجا برای پسرش تقاضای کار کرده بود و عفت توصیهاش را کرد. گفتم [آن خانم؟ یا پسرش؟]خودش را به مرکز تحقیقات [استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام] معرفی کند. تشکر کرد.
شب محمد [خاتمی] آمد. چندتا جوک که [محمد علی] ابطحی برایش خوانده بود را گفت. خیلی خندیدیم. معتقد بود که یکی از بزرگترین فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی دوره اصلاحات، راه اندازی سرویس [اس] ام اس بوده است.
نامه عبدا... جعفر علی جاسبی به نیکلا سارکوزی جهت تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی در فرانسه!

Hello Mester nigoli sarkoozi, R U ok? How is yor love? What is her name?
Asl plz !
BUZZ!!!
Where u are ? chera javab nemidi ?
DO U now me ? I am DR. abdol god jefar ali jasebi ! I have money and do much kasebi … I have pooste kande shodeye a lot of student in my univer Citys, and a lot of bad bakht father in the zendan.
I give vam and get jan, I give elm and get life…
Van dey in skool my dabir told me to write ensha whit this mozooe ke elm is beter or 3rvat !
Now I sell madrake elmi and save mony very nice, so no elm make no 3rvat !
Do you give me ejaze to build only 1 universti in your kabir faran3, do you ejaze ? do u ? do u ? … pliz ! just vone ! to ro god, to ro your love !
rasT why are you mamnoon hejab in your contri ? ha ?
hejab is good and cha2r is very nice and zinat.
Aslan do you have adab ? bi tarbiat ? bi shohoor and a lot of bad fohsh…
Taze I have your clip in my gooshi, I booltoos it very soon!
Oh sorry sarkoozi. Forgat that…
Hey nigoli it is raight that I have danesh gah but really it is not danesh gah it is love gah and I now U like this !
Hey nigoli is it raight danesh gah is azad but I ghol to you one of that’s students kant say a jik about your love and kant have bah3 CIA30.
Okay ? and this is realy not Islamik, so don’t give gir to US. Haminjoori we don’t have hejab in our keshvar with having sardar radan.
So accept my invitishen.
Okay ?
Kari nadari ?
Gelad 2 mit U, C U latter.
Babye.


